احمد على خان وزيرى
81
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
تومان به جبر و غير حساب از كسى گرفته نشده ، قاطبهء سكنهء آن دو مملكت آسوده غنوده و به دعاى دوام دولت ابد مدّت قاهره اشتغال دارند و در حكمرانى اين وكيل الملك ثانى به سعى او قلعهء كوك بلوچستان كه حصنى رزين و مأمن بلوچان بىدين بود به تصرّف دولت عليّه آمد . و در زمان حكمرانى وكيل الملك ثانى نيز بلوچستان در نهايت امنيّت و نظم مىباشد و بلوچان كه هميشه رسمشان بر قطع طرق و سرقت بوده از ترس حكمران و كمول « 1 » نظم ترك افعال كرده به كسب زراعت اشتغال دارند . انجام در حال مصنّف بر وجه اجمال و اقتصار خانهزاد دولت عليه ايران - خلد اللّه ملكه و سلطانه الى آخر الدوران - پدرم على محمّد خان كه سالها در خطّهء اقطاع و كوشك و ارزويه حكومت داشت و تا آفتاب عمرش [ 335 ] بر لب بام و روزنامه حياتش اختتام رسيد ، به صدق و اخلاص در خدمتگزارى و جاننثارى دولت روزافزون اشتغال داشت . مادرم دختر ميرزا حسين وزير كرمانى كه از تربيتشدگان خاقان شهيد - رحمة اللّه الملك المجيد - بود و در همهء اسفار در موكب همايون كوچ داده و مفرده عمر را صرف من ذلك خدمتگزارى و جاننثارى نمود تا سنين عمرش قريب به تسعين رسيد ، متكفّل امور پيشكارى و وزارت كرمان بود . نامم احمد على معادل پنجاه هزار تومان و به قيمت اين زمان سه مقابل آن ضياع و عقار در بلوك اقطاع كوشك و ارزويه از پدر مخلّف « 2 » شد چون اربابى آن محال مستلزم رياست [ 336 ] و عمل آنجاست و بعد از ابوى بنى اعمام مصنّف در ولايت حاكم و مباشر شدند ، همهء املاك را به واسطهء عدم بخت و برگشتگى طالع فقير به تغلب و تقلب بردند بلكه هرچه منقول بود به تدريج مصرف شد و صرف معاش گرديد ، در اينروزگار غدّار بسى ناملايمات ديدم و از دشمنان شماتت و از دوستان خجالتها كشيدم . پاى عزلت را در دامن انزوا كشيده
--> ( 1 ) . كمول : كمال ( 2 ) . مخلّف : باقى گذاشته ، اموالى كه از ميّت مانده باشد .